امروز : پنج شنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷
تاریخ : ۱۳۹۶/۱۰٫۱۹ ۱۴:۴۱ نسخه چاپی ذخیره فایل ارسال به دوستان

یادداشت
امیر کبیر اهل مماشات و سازش نبود

امیر کبیردر حالی که به راحتی می توانست خود را از مهلکه بیرون ببرد، نپذیرفت چون اهل مماشات و ذلت نبود، جانش را داد برای سربلندی خودش و سرافرازی ایران، و پاداش خدمتش به کشورش از پیش مشخص بود،

اراک امروز؛ تیزهوشی و بزرگی و صلابت از همان کودکی محمدتقی خان و در هنگام قدم زدن هایش در محله پایین هزاوه پیدا بود، این را هم بازی های دوران کودکی او گفته اند.

شجاعت امیر مثال زدنی بود حتی در هنگامی که در ماموریت به عثمانی و در یک کشور غریب خانه محل سکونتش مورد حمله مزدوران عثمانی قرار گرفت ذره ای نترسید.

امیرکبیر در راه رسیدن به آرمانش که همان پیشرفت و سرافرازی و سربلندی ایران بود هیچگاه مماشات نکرد، هرگز با خودی و بیگانه بر سر آرمانش سازش نکرد حتی آنجا که پای جانش به میان آمد.

امیر در پیشگاه ناصرالدین شاه هم حاضر به تملق و فریب نبود حتی آنجا که شاه به  تملق گویان صله میداد امیر به سرعت واکنش نشان میداد، امیر حتی برای خوردن ۱۰ عدد آلو که یکی از نظامیانش از دوره گردی به فریب خورده بود در پیش چشم مردم چنان درسی به او داد که هیچکس فراموش نکند.

حتی به کسی که کلاه امیر را می دوخت درسی جانانه داد تا بداند امیر مو را از ماست می کشد.

عجیب است که سیستم اطلاعاتی امیرکبیر بسیار کارآمد و چابک بود و لرزه به اندام دولتیان انداخته بود، سیستم جمع آوری مالیات وی مثال زدنی بود.

امیر شب هنگام دیر می خوابید و همیشه دقایقی قبل از اذان صبح بیدار بود و به دعا و مناجات می پرداخت.

نظم امیرنظامی وی زبانزد بود، ارباب رجوع را سر وقت می پذیرفت البته به جز سفیران روس و انگلیس که گاه به عمد معطلشان می کرد.

امیر در رابطه با محمدعلی باب هم کوتاه نیامد و این دروغگوی فتنه انگیز را به فوریت به طناب دار سپرد. گویا می دانست که فرصت زیادی ندارد ، به قول خانم شیل  ( همسر سفیر انگلیس ) امیرکبیر با نیروی نبوغ خود ظرف چند سال کوتاه کار چند قرن را انجام داد.

وقتی که مغضوب شاه شد و تقریبا متوجه آخر کار خودش شد و دیگران هم فهمیدند پیشنهادات فراوانی به وی شد از بست نشستن در یکی از سفارت خانه ها تا پناهنده شدن به خارج، حتی کالسکه سفارت روس به در خانه امیر آمد و تمایل امپراطوری روسیه را برای دفاع از جان امیرکبیر به وی اعلام نمودند، امیر با تغیر و عصبانیت فرستادگان را از خود راند، در حالی که به راحتی می توانست خود را از مهلکه بیرون ببرد، امیر نپذیرفت چون اهل مماشات نبود، اهل پذیرش ذلت نبود، جانش را داد برای سربلندی خودش و سرافرازی ایران، و پاداش خدمتش به کشورش از پیش مشخص بود،

به قلم ایرج احمدی هزاوه

انتهای پیام/

برچسب ها:
دیدگاه بینندگان
    ارسال دیدگاه

    پاسخ دهید

    Advertisment
    Advertisment
    Advertisment
    Advertisment
    salamup.ir